زندگی من پر از جزر و مدهای بزرگ و کوچک است.اما، یک موج کوچک می داند که تهِ تمام این تکاپوها و تحول ها به دریا ختم می شود...
و من، بعد از تمام اوج گرفتن ها و سقوط کردن هایم به دریای وجود تو بازگشتم...
انگار که از تو گریزی نیست...
من یک موجِ کوچکِ بیچاره ام که هستی ام به دریا وابسته است...
از دریا برمی آیم و به دریا بازمی گردم...
من یک موج کوچک بیچاره ام که دریا را نمی بیند و در عین حال، در آن غرق است...
من بدون دریا هیچم!
هر بار که دست به انکارت زدم، پریشان شدم
و مثل آدم های نابینا، مستاصل و مایوس به جستجوی آغوشت برآمدم...
والعصر!
قسم به زمان...
که زمان کوتاه است و مثل ماهی از توی دستان آدم سر می خورد... کاش این را می فهمیدم!
برچسب: لا یمکن الفرار من حکومتک,
نویسنده: رادین رحمانی
تاريخ: يکشنبه
4 مهر
1395 ساعت: 4:55