«انسان گاهی به بن بست مى رسد، با اینکه نیرو و توان براى رفتن دارد، راهى پیش پایش نیست(پوچی)، اما گاهى راهش هست، جایى براى رفتن دارد، اما توانش نیست(عجز).
می توان میان عبث و پوچى هم مرزى بست . عبث، بى مصرف ماندنِ استعدادهاى عظیم انسانى است که عظمت خود را یافته و پوچى زبونى انسان در برابر شکستها و بحران هایى است که به تجربه حس شان کرده. عبث از درک عظمت انسان مایه مى گیرد و پوچى از عظمت رنجها و شکست ها»*